نوروز 94 ومعلوم شدن جنسيت فسقلي
گل مامان دختر نازمممممممم گل پيازمممممممم نفسم عمرم زندگيـــــــــــممممممممم
سال نو مبارك![]()
امسال رو با خوبي شروع كرديم الحمدالله
اين بار يه نفر ديگه يواشكي كنار سفره هفت سين نشسته بود![]()
قبل از اينكه سال تحويل بشه شما رفتي كمي خوابيدي منم از فرصت استفاده كردم و هفت سين رو چيدم و چندتا از كارام رو انجام دادم
وقتي بيدار شدي و هفت سين رو ديدي يهو جيييغغغغغغغغغ كشيدي گفتي وااااااااااااي ماماااااان اينا چيه ؟؟؟؟؟؟؟؟ چقدر قشنگه وااااااااااي خيلي دوستش دارمممممممممم![]()
از هيجاني كه داشتي ما هم حسابي رو ذوق اومديم و با هم كنار سفره نشستيم تا سال تحويل شد
ساعت "11 :'15 :2 شنبه

بعد از كلي جيغ و هورا كشيدن و بالا و پايين پريدن بالاخره رضايت دادي كه يه چند ساعتي لالا كنيم
ظهر همون روز ديدو بازديدا شروع شدو عيدي گرفتنهات
اولش خجالت ميكشيدي عيدي بگيري بعدش كه بچه ها رو ميديدي دوست دارن عيدي تا بهت تعارف ميكردن با ناز و غمزه ميگفتي ممنونم و ميگرفتي حتي منم به كسي عيدي ميدادم ميگفتي منم ميخوام مامان![]()
روز سوم رفتيم خرم آباد خونه مامان حاجي اينا![]()
خاله مرضيه يه روز قبل از عيد رفته بودن اونجا از شانس ما هوا سرد شده بود و همش بارون ميومد
با هم رفتيم ديدن اقوام و ديداري تازه كرديم شما هم با آجي ثنا و ثمين و محمد طاها كلي بازي كردي

مامان بزرگ و عمه ثنا اينا هم اومده بودن كه داداش اميرعلي هم به جمعتون اضافه شده بود و خونه شلوغ شده بود از صداي شما![]()
اينم از آقا علي پسمل عمه عفت رو هم كه چند ماهي ميشه بدنيا اومده

چند روزي مونديم و برگشتيم دزفول![]()
اما اينور هوا گرم بودو مريض شديم .... شما اسهال استفراغ گرفتي بميرم برات اصلا حال نداشتي .... آمپول زدي تا كمي حالت جا اومد ... يه هفته طول كشيد تا رو فرم اومدي و تونستي كمي غذا بخوري![]()
10 فروردين براي آجي ثنا يه تولد كوچولو گرفتيم و كلي بهتون خوش گذشششششششششت![]()

11 و 12 فروردين هم حنا بندون و عروسي داداش رسول پسرخاله من ميشد شما دوست داشتي با عروس برقصي اما تا ميرسيديم اونجا از بس بيحال بودي همش خواب بودي و هيچ چي نديدي![]()
لباس پرنسسي خوششششگلت رو هم پوشيده بودي ميگفتي مامان لباسم ببين چقد خوشگلهههه منو ببين چقد ناززززمممم ميخوام برم با عروس برقصمممم
زندگيـــــــــــــــــمممممممممممممممم
متاسفانه از عروسي عكسي مناسب وبلاگت ندارم چون همش خواب بودي و بغل ماماني![]()
حالا هم كه اين ايام گذشته و حالت خوب شده داري آتيش ميسوزوني![]()
تمام كارات رو خودت ميخواي انجام بدي كسي نميتونه بدون اجازه وارد اتاقت بشه يا دست به وسايلت بزنه![]()
يه شب تبلتت رو گرفتم تا برات چند تا برنامه نصب كنم اومدي كنارم و زير چشمي نيگام كردي گفتي : مامااااان اجازه گلفتي؟؟؟؟ گفتم چرا ؟ گفتي :آخه اين تبت منه باسه منه ميدي؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
بله ... طبق معمول بچه راس ميگه و حرف حساب جواب نداره![]()
واما احوالات فسقل![]()
عزيز دل مامان ... كوچولوي شيطون و اما صبوووووووور![]()
عيد شما هم مبارك نانازم خدا رو شكر ميكنم كه امسال بركت سفرمون بيشتر از قبل شده![]()
گل ماماني تو اين مدت همه ي فاميل يه جورايي براي كشف كردن جنسيتت تلاشها كردن![]()
از ريختن چندين نمكدون نمك رو سر منه طفلك
تا ديدن رنگ و رو و سفيدي چشم و آزمايش كلم بنفش و خيلي چيزاي ديگه.... كه حسابي برامون تفريح شده بود![]()
تا اينكه چند روز پيش رفتم سونو و معلوم شد كه شما گل پسري تاج سري قربونت بررررررمممممم![]()
![]()
![]()
خدا رو شكر يلدا خانوم صاحب برادر ميشه و بقول قديميا پشتش گرم شمااااا![]()
ازت فيلم گرفتم شيطونك من
انقدر وول ميخوردي كه دكتر به زور ميتونست گيرت بندازه نفسمممم![]()
هنوز تكونهاي واضحي ازت احساس نكردم اما گاهي يه خودي نشون ميدي گل ماماني![]()
هدیه ای از طرف خدا...یلدا تا این لحظه ، 2 سال و 3 ماه و 29 روز سن دارد :.



نوروز 94 ومعلوم شدن جنسيت فسقلي 


